تبليغاتX
برای امدنت دعا میکونم
برای امدنت دعا میکونم
اموزش عکس کد خفن موزیک
روزهای سرد...

 

روزهای سرد تنهایی من با خاطرات تو زنده خواهم ماند چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی شاید باور نکنی ، از من فقط همین کلمات که با شوق به سوی تو پر می کشند باقی می ماندو خودکاری که هیچ گاه آخرین حرف هایم را به تو نمی تواند بگوید شاید یک روز وقتی می خواهی احوال مرا بپرسی عکسم را در صفحه ی سفر کرده ها ببینی شاید کودکی گستاخ و بازیگوش با شیطنت سفر بی بازگشتم را از دیوار سیمانی کوچه تان بکند و پاره کند تمام دغدغه ام این است که آیا بعد از این سفر می توانم هم چنان با تو سخن بگویم؟ آیا دستی برای نوشتن و دلی برای تپیدن خواهم داشت؟ شاید باور نکنی اما دوست دارم مدام برایت بنویسم بعضی وقت ها که کلمات را گم می کنم دوست دارم دشت ها، دریاها، کوه ها، جنگل ها، ستاره ها و هر چه در کاینات هست همه و همه کلمه شوند تا بهتر بنویسم دوست دارم به حیات کلمه ای نجیب دست یابم تا رهگذران غمگین ، صبحگاهان زیر آفتابی نارس مرا زمزمه کنند می دانم که خسته ای اما دوست دارم اجازه دهی کلماتم دمی رو به رویت بنشیند و نگاهت کنند تا به حقیقت این جمله در آیی که می گوید : مرا از یاد خواهی برد ؟ نمی دانم ولی می دانم از یادم نخواهی رفت ...

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 6:53 |

دستهای قشنگش

در گذرگاه زمان خيمه شب بازي دهر

با همه تلخي و شيريني خود ميگذرد

عشق ها مي ميرند

رنگها رنگ دگر ميگريند

و فقط خاطره هاست

 که چه شيرين و چه تلخ دست ناخورده به جا مي ماند

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 6:46 |

            مرگ از زندگی پرسید :
        آن چیست که باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه کنم ؟          
     زندگی لبخندی زد و گفت :
        دروغ هایی که در من نهفته است و حقیقتی که تو در وجودت داری

 

عشق يعنی مستی و ديوانگی

                                    عشق يعنی با جهان
بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر

                                    عشق يعنی سجده ها با
چشم تر

عشق يعنی سر به دار آويختن

                                    عشق يعنی اشک حسرت
ريختن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن

                                    عشق يعنی مست و بی
پروا شدن

****************************

عشق يعنی سوختن يا ساختن

                                    عشق يعنی زندگی را
باختن

عشق يعنی انتظار و انتظار

                                    عشق يعنی هرچه بينی
عکس يار

عشق يعنی ديده بر در دوختن

                                    عشق يعنی در فراقش
سوختن

|+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه چهارم دی 1385 ساعت 23:52 |

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه هفتم خرداد 1385 ساعت 12:15 |

هنوز کمبودش حس میکنم

هنوز احساس میکنم که بهش نیاز دارم

مگه میشه اینقدر زود یکی فراموش کرد

وقتی یکی رو از دست میدی

واست سخته

اما میدونی چه موقع سختره

اون موقعی که دیگران یه کاری کنن

که فراموشش کنی

یا به خاطر دوست داشتن اون سر زنش بشی

تا حالا شده از نزدیک ترین کسای که باهاشونی بدت بیاد

اره من بدم میاد

از کسای که شاید بچه بودم دوسشون داشتم

اون موقع حتی نمیفهمیدم نفرت یعنی چی

میترسم از این همه نفرت

اون موقع ها عروسکم واسم یه دنیا بود یه دنیای قشنگ بود

یه دنیای که هیچکی نداشت

همه کسای که دوسشون داشتم پیشم بودن

اغوش گرمشون رو حس میکردم

هرکی ازم عرسکم میگرفت گریه میکردم

انگار دیگه دنیای واسم نیست

ولی بزرگم شدم واسم فرقی نکرده

الانم این سرنوشت لعنتی عروسکمو ازم گرفته

منم مثل بچه گی هام گریه میکنم

خدا میدونی بزگترین ارزوی این کوچولو چیه؟

عروسکمو بهم بر گردون 

|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 ساعت 18:23 |